ابراهيم اصلاح عربانى

567

كتاب گيلان ( فارسى )

پند و اندرز و مسائل اخلاقى سروده است : چو بنگرى به حقيقت تمام رهگذريم * نشايد آن‌كه جهان را دگر به بد سپريم نبايد آن‌كه به بيداد و اهل آن گرويم * كه بندگان خداوندگار دادگريم سزاست آن‌كه به نفع عموم كار كنيم * به كار مردم صالح ز جان و دل نگريم چه نغز گفت به وقت نشاندن شجرى * مجرّبى ، به جوانى كه ما ز يك گهريم بكاشتند و بخورديم ، كاشتيم و خورند * چو بنگرى همه برزيگران يكديگريم بندرى لنگرودى - محمد محمدى بندرى لنگرودى به سال 1318 شمسى در لنگرود متولد شده است . به شيوهء شعراى كهن شعر مىسرايد ، اما شعرهايش از مضامين بديع و نو خالى نيست : حريف ما مى ميناگداز مىخواهد * پياله‌هاى ز - خُم بىنياز مىخواهد مران ز درگهء خود خيل پاكبازان را * كه بارگاه ادب ، پاكباز مىخواهد يكى ز مردم بسطام ( بايزيد ) شود * پيام دوست ، دلى اهل راز مىخواهد رسا بود سخن عشق چون ز دل خيزد * دلى كه سوز ز آواى ساز مىخواهد اسير زلف تو را خواهش رهائى نيست * هميشه طول اسارت دراز مىخواهد بوسار - على اكبر مراديان گروسى بوسار به سال 1307 شمسى در رشت به دنيا آمده است . اشعار گيلكى او در اثرى به نام « ئيجگره » منتشر شده ولى اشعار پارسى او هنوز به زيور طبع آراسته نگرديده است . بوسار علاوه‌بر سرودن شعر به كار تحقيق نيز اشتغال دارد . آثار منتشرشدهء وى در اين زمينه عبارتند از : « مثلها و ترانه‌هاى گيلك » ، « ترانه‌هاى روستائى گيلك » و « قصه‌هائى از گيلان » . نمونه‌اى از اشعار فارسى او را در اينجا مىخوانيد : كس نيامد از سر كوى تو گويد راز را * تا كه پردازد به ناسازان ، نواى ساز را گرچه خاكستان خاموشيم و لب بر مُهر درد * زخمه‌ى مضراب تازد ، پرده‌ى آواز را چشمه‌ساران وفا خشكيده ، ما را عشق نيز * اى فدايت ! گوش كن درد سخن‌پرداز را خاك پايت سجده‌گاهم باد ، اى افتاده مرد ! * دست او بر دوش تو بنشاند آخر باز را سفرهء بىنان من رنگين‌تر از بخت تو باد * اى بلنداى فروافكنده سر ، خبّاز را از خم محراب ابروى تو آموزند عشق * ورنه از ( بوسار ) كى بينند شوق ناز را بويه - اسد الله آل بويه دكتر اسد الله آل بويه به سال 1287 شمسى در ديلمان متولد شد . پس از گذراندن تحصيلات ابتدائى در سياهكل و رشت به تهران عزيمت كرد و تحصيلات متوسطه را در دبيرستان دار الفنون به پايان رسانيد . وى در سال 1307 از سوى وزارت فرهنگ براى ادامهء تحصيل به فرانسه اعزام شد . پس از اخذ ليسانس در رشتهء رياضيات دورهء دكتراى علوم رياضى را در دانشگاه پاريس ( سوربن ) به پايان رسانيد و به ايران بازگشت . از سال 1315 در دانشگاه تهران و دانشسراى عالى به تدريس پرداخت و به سال 1349 به افتخار بازنشستگى نائل آمد . وى علاوه‌بر تدريس در دانشگاه مشاغل حساسى را از قبيل مديريت كل دبيرخانه دانشگاه تهران ، معاونت وزارت فرهنگ ، عضويت شوراى عالى فرهنگ ، عضويت شوراى عالى دانشگاه و شوراى عالى معادن به عهده داشته است . آثار علمى و ادبى استاد آل بويه مشتمل است بر چندين جلد كتب درسى رياضى براى دوره‌هاى متوسطه و عالى ، ديوان اشعار و مقالات علمى و فلسفى در نشريات معتبر . ديوان اشعار وى اولين‌بار در سال 1352 به صورت دفتر نخست منتشر شد . بار دوم در سال 1354 مشتمل بر 3 دفتر به طبع رسيد و آخرين‌بار در سال 1370 انتشار يافت . اينك دل من ، بگير و در بندش كن * وارسته شده است ، آرزومندش كن با نيم نگه به خويش آور او را * با نيم دگر ز خويش خرسندش كن هرروز به دنبال تو چون سايه دويدم * دردا و دريغا ، به تو هرگز نرسيدم فرسوده شدم ديگر و از پاى فتادم * از بس كه به دنبال تو بيهوده دويدم خون موج زند در دل شوريده به هردم * از ياد سخنها كه من از يار شنيدم دانى تو كه خرسند شوم من به نگاهى * آن‌هم ز دريغى كه كنى ، هيچ نديدم كو گرمى مهرى كه زدايد به نوازش * آن رنج كه از سردى بسيار كشيدم از گوشهء چشمت نگهى خواهم و جويم * تا « بويه » ببيند كه چسان گوشه گزيدم